صراف سرنوشتم و سنجم بهای خاک
نقاد باد سنجم و گیرم عیار هیچ
جنس همه زیانم و سودای هیچ سود
سوداگر خیالم و سرمایه دار هیچ
کس خواستار هرگز هرگز شنیده ای ؟
یا هیچ کسی دیده ای کسی دوستدار هیچ ؟
آن هیچ کس که هرگز نشنیده ای منم
هم دوستدار هرگز و هم خواستار هیچ