تبليغاتX
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
JavaScript Codes

همچون کوچه ای بی انتها - فروغ

 

می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه ی خویش

به خدا می برم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه ی خویش

 

می روم تا که در آن نقطه ی دور

شستشویش دهم از لکه ی عشق

 شستشویش دهم از رنگ گناه

زین همه خواهش بیجا و تباه

 

می روم تا ز تو دورش سازم

ز تو ای جلوه ی امید محال

می روم زنده به گورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصال

 

ناله می لرزد ٬ می رقصد اشک

آه بگذار که بگریزم من

ز تو ای چشمه ی جوشان گناه

شاید آن به که بپرهیزم من

 

به خدا غنچه ی شادی بودم

دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله ی آه شدم صد افسوس

که لبم باز به آن لب نرسید

 

عاقبت بند سفر پایم بست

می روم خنده به لب خونین دل

می روم از دل من دست بدار

ای امید عبس بی حاصل

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 18:18  توسط حمید نخجیری |